|
اشکی که بی صداست, پشتی که بی پناست ,دستی که بسته است , پایی که خسته است, دل را که عاشق است ,حرفی که صادق است , شعری که بی بهاست , شرمی که اشناست, دارایی من است , ارزانی شماست !!!! درباره من:دانشجوی سال اخر روزنامه نگاری هستم و این وبلاگ حول مسائل روز می گردد .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
ایسنا
استاد حسن اردستانی استاد رضوی حق پرست امیر حسن رضوانی سمیرا نیکبخت شادمهر ویسی نیوشا بینش مهدی چزانی وحید اسدی علی حیدری هادی بهزادی خواه یوسف پناهی بهروز رضیع سامان قدوسی ابوالفضل اعتماد پور سمانه میری پریسا ماسوری عطیه یزدان پناه رضوان جدیدی حاجر رنجبران سمیرا داوودابادی سمیرا سجادی مهشید رحمانی مریم مسعودی رضوان قناتی ابوالفضل اکبری حمید رضا شاکری وحید نظیری استانه امیر محمد اعتمادی ارتباطات همشهری on line مهدیه اسلام پور :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه
"به نام خدا" کمی دیر شده ولی حیفم آمد درباره درباره آخرین ساخته ی حاتمی کیا چیزی ننویسم.هر چه باشد آقای حاتمی کیا جزء کسانی است که به فیلمهایش و البته به خودش دلبسته ایم! چشمهایتان را ببندید و به حاتمی کیا فکر کنید!چه چیز در ذهن دارید؟مردی که خسته نمی شود؟ یا مردی که جنگ را فراموش نکرده؟ یا...؟ حاتمی کیا کارگردان خوبی است!می تواند فیلم خوب بسازد.هنوز که آژانس شیشه ای را فراموش نکرده اید؟ یا ربان قرمز را؟ مگر می شود این فیلمها را دید و فراموش کرد؟ شاید نسل بعدی بتواند همانطور که نسل ما ( کسانی که عمرشان قد نمی دهد! ) امثال شهید ثالث را فراموش کرد فراموش کنند. چند نفر را می شناسید که سینما را حرفه ای دنبال نمی کند و شهید ثالث را می شناسد؟ اصلا چرا راه دوری برویم همین آقای نادری؟ در مورد آقای نادری چطور؟ تازه ایشان هنوز سرحال هستند! آری , زمان فراموش کار است .ولی ما فعلا قصد نداریم آقای حاتمی کیا را فراموش کنیم.(ما در اینجا یعنی سینما دوستان!اگر ناراحتید جایش "من" بگذارید!) اینها را گفتم که بدانید از نظر من حاتمی کیا ثابت شده است... حالا دری به تخته خورده و آقای حاتمی کیا "به نام پدر" را خلق کرده است. حالا اگر از نظر من فیلم نامه ضعیف است , اینکه آقای حاتمی کیا را دوست دارم باعث نمی شود بگویم فیلمنامه خوبی است! یا اگر به نظر من فیلمش کلا زیر سوال است – که نیست! - از فیلم دفاع کنم! حقیقت این است که پس از آن خلاء به وجود آمده که حاصل اکران نشدن "به رنگ ارغوان" بود همه منتظر بازگشت حاتمی کیای آژانس شیشه ای و روبان قرمز بودند.به نظر من در جشنواره فیلم فجر , فیلم در مقابل فیلمی مثل چهارشنبه سوری چیزی برای گفتن نداشت و بیشتر این انتقاد مربوط به فیلمنامه می شود. تا چیزهایی مثل بازیگری و کارگردانی. از اینکه بگذریم فیلم حرفهای زیادی برای گفتن داشت اما فیلمنامه نمی توانست آنها را بیان کند. این فیلم مانند شخصی می ماند می خواهد حرف بزند اما دهانش را بسته اند یا اینکه یک سیب در گلویش فرو کرده اند! حاتمی کیا کارگردان خوبی است!می تواند فیلم خوب بسازد. به نام پدر هم جزئی از اوست. ممکن است به نام پدر آنقدر مثل آژانس شیشه ای , بوی پیراهن یوسف و ربان قرمز مخاطبان ( به خصوص منتقدان) را جذب خود نکند ولی آنقدرها هم که فیلم بدی نیست.نه آنقدر که سزاوار چنین واکنش های تندی از هر سو باشد! |+| نوشته شده توسط سمانه در دوشنبه یازدهم دی 1385 ساعت 13:24
|