عنوان:کنش ارتباطی هابرماس
مقدمه و بیان مسئله
مدیریت فرهنگی و سیاسی جوامع متکثر از پیچیدگیهای فراوانی برخوردار است و نیاز به مبانی و روشهای خاص دارد که در ماهیت با روشهای جوامع یکدست و هماهنگ، متفاوت است. در حقیقت میزان کفایت متولیان امور در یک نظام سیاسی چند قومی و متنوع تا حد زیادی به اداره معقول، متناسب و علمی مسائل فرهنگی و مدیریت شکافهای موجود در جامعه بستگی دارد. هدف این نوشته، بررسی مبانی نظری و اصول راهبردی اداره مسائل پیچیده قومی در یک جامعه متکثر است؛ به نحوی که مسائل و تنشهای بین قومی و بین فرهنگی در جامعه به کمترین شدت برسد و نه تنها مانع رشد و توسعه پایدار در جامعه باشد، بلکه زمینههای توسعه، ترقی و موفقیت افراد، اقوام و نظام اجتماعی را فراهم آورد. بنابراین در اینجا تاکید ما بر مبانی تئوریک و نحوه ایجاد مکانیسم تعامل مثبت بین فرهنگها، تقویت روابط بین قومی و اصول نظری تثبیت گفتوگوهای بین قومی است.
بخش اول:چارچوب و گزارههای اصلی بحث حاضر از این قرار است:
- سیاست راهبردی ایران برای تقویت انسجام ملی، پذیرش تکثر است. بهعبارتی، مناسبترین و متناسبترین الگوی سیاست قومی برای جامعه ایران، سیاست وحدت در تکثر است (حاجیاتی، ۱۳۷۹).
- روش اجرای سیاست وحدت در تکثر، ماهیت فرهنگی دارد و این مهم از طریق روابط یا گفتوگوی بین فرهنگی، حاصل ميشود.
- «گفتوگو»ی بین فرهنگی مبانی نظری متعددی دارد و نظریه کنش ارتباطی هابرماس از آن جمله است.
فرضیه این مقاله بر پیشفرض بند نخست آن مبتنی است که هر چه روابط و گفتوگوی بین فرهنگی در چارچوب مرزهای ملی تقویت و گسترش یابد، سیاست وحدت در تکثر نیز به سوی عملی شدن و تحقق نزدیک شده و در نهایت، انسجام ملی تقویت خواهد شد. در مورد الگوی سیاست فرهنگی در جامعه چندقومی، شاید یگانه راهحل مناسب برای اداره جوامع چندقومی یا چندفرهنگی، اتخاذ راهبرد یا «سیاست وحدت در تکثر» باشد. بر این مبنا، تقویت پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بین فرهنگها و اقوام مختلف ضروری است و در این زمینه، نقش مهم به روابط فرهنگی و بهطور مشخص گفتوگوی بین فرهنگها، مربوط میشود.
بخش دوم:روابط بین فرهنگی
ارتباط، تعاریفی متعدد دارد و سماور ۱۲۶ مورد آن را جمعآوری کرده است (سماور، ۱۳۷۹: ۵۶). بهطور کلی، ارتباط را میتوان شکلی از کنش متقابل دانست که از طریق نمادها صورت میگیرد. نمادها ممکن است اشارهای، تصویری، تجسمی و لفظی باشد که به منزله محرک رفتار عمل میکنند (مک براید، ۱۳۷۵: ۲۲۵). این برداشت از مفهوم ارتباطات، بسیار قدیمی و وسیع است و شامل جنگ، مهاجرت و انتقال فناوری نیز میشود. مفهوم ارتباطات بین فرهنگی مفهوم جدیدتری است که از دهه ۵۰ مطرح شده و گسترش یافته و در شرایط کنونی به دانشی بین رشتهای تبدیل شده است. موضوع و میدان عمل این حوزه، رشتههای مختلف از جمله انسانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی، ارتباطات، آموزش و پرورش، سیاست و ادبیات را شامل میشود.
ارتباطات بین فرهنگی هر نوع اطلاعات مبادله شده میان شخص پیامگیر و منبع انتقالدهنده پیام است که ویژگیهای متفاوتی از فرهنگ دریافت کننده پیام دارد. منبع چنین پیامی میتواند فرایند ارتباط شخصی یا شکل دیگری از رسانه باشد. منظور از اطلاعات فرهنگی در اینجا ارزشها، هنجارها، باورها، رفتارها، کالاها و اطلاعات یا اخبار است. ارتباط بین فرهنگی در کلیترین مفهوم زمانی رخ میدهد که عضوی از یک فرهنگ، پیامی را برای عضوی از فرهنگ دیگر ارسال میکند (سماور، ۹۸:۱۳۷۹). به بیان دقیقتر، ارتباط بین فرهنگی ارتباط بین آن دسته از مردمی است که ادراکات فرهنگی و سیستمهای نمادینشان به آن اندازهای مجزا هست که رویداد ارتباطی را شکل دهد. این ارتباط گاه بهصورت ارتباط میان مردم با فرهنگهای مختلف، بهطور مکرر ایجاد شود. البته این ارتباط سطوح مختلفی همچون روابط فرد با فرد، فرد با فرهنگ ملی، فرهنگهای درون یک جامعه، فرهنگیهای ملی در جوامع مختلف با همدیگر دارد و در سطح فراملی، فرد در جریان رابطه فرهنگی، در معرض سایر ارزشهای فرهنگی قرار میگیرد و در نتیجه، فرایندی انعکاسی آغاز میشود که موجب تعامل مثبت بین اشخاص و فرهنگها میشود. ارتباط بین فرهنگی به چند صورت برقرار میشود:
- ارتباط بین نژادی: زمانی رخ میدهد که تبادل بین منبع و دریافت کننده پیام از نژادهای متفاوت صورت گیرد و معمولا واحدهای نژادی مبنای آن است.
- ارتباط بین قومی: که واحدهای قومی مبنای آن است و در جوامعی رخ میدهد که گروههای قومی متعددی در آن وجود دارند.
- ارتباط بین خردهفرهنگهای منطقهای و ناحیهای
- ارتباط بین نسلی که معطوف به واحدهای نسلی است.
برگرفته از نوشتهای ابراهیم حاجیان
منبع:جام جم ان لاین
